تبلیغات
ArtBook

ArtBook
کتاب هنر

حسین مهرعلی

چگونگی اجرای نمایشنامه برای بازیگران

درسیستم استانیسلاوسکی اززبان وی

به چندی ازدانشجویانش بعدازتمرینات نمایشنامه<سه خواهر>


استانیسلاوسکی:

ما فقط در تدارک شکل دادن و ساختنش هستیم. در حال پی ریزی پایه هایش. ما تنها در صدد اجرای یک نمایش نامه نیستیم بلکه میخواهیم زندگی را به روی صحنه بیاوریم. اگر اکنون و در چنین مرحله ای طراحی صحنه و نظایرش را به بازیگران نشان دهیم و یا حتی اگر از افراد با تجربه بهره بگیریم همه ی آن چیزهایی که تا کنون به دست آورده ایم در کمتر از یک دقیقه از بین خواهد رفت و بلافاصله ژست گرفتن جایش را میگیرد.

اما آنچه اکنون انجام میدهیم از درون می آید. چیزی که بیش از همه در کار ما باید از آن ترسید ژست گرفتن و ادا و اطوار است. ما در تمرینهای این نمایش پیشنهاد کردیم تا هر چهار طرف صحنه بسته شود چهار دیوار بی آنکه بازیگران بدانند کدام یک از این دیوارها در شب اجرا برداشته خواهد شد. بدین ترتیب آنان خودشان در طول نمایش مدام در جستجوی روابط درست و حقیقی خواهند بود. تصور کنید آنچه امروز در این بخش از دیوار صحنه انجام میدهیم فردا جایگاه تماشاگران باشد. هنگامی که یک مکانیسم ثابت و یا یک وضعیت صحنه ای به کار گرفته شد باید آن را تغیر داد به این دلیل که بازیگران (به یک فضا و محل قراردادی عادت نکنند). به هیچ وجح نباید تنها خط کارگردانی از بیرون را دنبال کرد خطی که بازیگر را وامی دارد تا به فرض در این لحظه کلامش را بگوید بعد این در را بکوبد بعد کنار آن پنجره بایستد و غیره. این خط بسیار خطرناک و مضری است.

همانگونه که آکسیون یا < عمل> خود را به عضله های بدن منتقل میکند سخن گفتن و گفتار هم به همان صورت به عضله های زبان منتقل می شود. ما در حال حاضر روی اعمال جسمانی متمرکز هستیم. اما در مطالعه و بررسی <عمل بیان> (زبانی-گفتاری) فقط باید روی لکنت ها ( زیر و بم ها ریتم ها و انعطاف های صدا کار کرد زیرا عمل بسیار مشکلی است به عبارت دیگر برای دست زدن به اعمال صحنه ای بسیار دشوار است که با واژه و کلام آغاز کرد. همه ی اهدافی که تا کنون در حیطه ی اعمال جسمانی بدان دست یافته ایم از این پس باید تنها به وسیله ی کلام و زبان به انجام رسد. به همین دلیل در مراحل بعدی تمرین ها و آموزش هامان لازم است از هنرجویان بخواهیم تا در اجرای هر نمایشی همین رویه را پیش گیرند. همه ی کارهای انجام یافته بر مبنای خط انگیزه های درونی باید با آکسیون بیانی ابراز شود. زمانی که همه ی کارهای ما (در زمینه ی اعمال جسمانی و بیانی) به اتمام رسید آنگاه میتوانیم نمایش را شکل و فرم دلخواه دهیم. ذکر این نکته نیز ضروریست که برای فراهم شدن موقعیت هایی که در متن نمایشنامه وجود دارد کارگردان باید بازیگرانش را به تدریج و آرام آرام به جایی ببرد که نقش بدان نیاز دارد.

(کدروف:ما به شما مواد لازم را نشان میدهیم آنها نظیر پارچه ای هستند که میتوان با آن هم پالتو دوخت و هم کت و شلوار).

استانیسلاوسکی:ما قصد نداریم روی صحنه افرادی نظامی پرورش دهیم. اگر چنین کسانی را جایگزین کنیم آنان به چیزی نمی اندیشند جز به حرکات و سُکنات بی روح و خشکشان به اونیفورم و درجه هاشان و به چکمه و مهمیزشان.پرسناژهای یک نمایشنامه را باید ساخت و شکل داد. ولی اگر بلافاصله این کار را شروع کنیم ذهن بازیگران درگیر قالب کاراکترها خواهد شد و به خط درونی که بسیار شکننده است آسیب می رسد و یا از بین خواهد رفت.

این پرسش پیش می آید که آیا <سیستم> توانایی آن را دارد تا در جایی دیگر(شهرهای دیگر) به کمک شما بیاید؟ جواب مثبت است اما به یک شرط:هر بازیگری باید در <سیستم> به گونه ای کامل به مهارت برسد. معمولا”ما از ذهنی مشاهده گر برخوردار نیستیم و حرکات و اعمال خود را آنالیز نمیکنیم و طبیعت را نمیشناسیم. در حالی که اگر شما به شناخت اعمال خود در طبیعت دست یابید بدون تردید بر آن ها تسلط خواهید یافت و میتوانید کنترل شان کنید.

من دیگر به انتهای فعالیت های تئاتری ام رسیده ام با این حال هر روز تمرین <آکسیون بدون اشیاء>(اتود با اشیاء فرضی) را انجام میدهم. این گونه تمرینات برای ما حکم همان <نت خوانی> (سولفژ) برای خوانندگان دارد یا نقش و ضرورت <گام>هاست نزد یک ویولونیست. این تمرینات برانامه ی کاری و روزانه ی یک بازیگر است که سیستم ما بر شالوده ی آن ها بنا شده است. شما اگر بازیگری رابه من معرفی کنید که او <اعمال جسمانی> را با مهارت کامل اجرا کند بلافاصله به او خواهم گفت: خُب حالا (خط درونیه این اعمال را اجرا کنید). که اگر بتواند آن رااز ابتدا تا به آخر پیش ببرد به راستی کارش ارزنده است. به ویژه اگر همه ی آن ها مدلل باشد و این نشانگر آن خواهد بود که او به منطق احساسات نقش دست یافته است. از چه راه های دیگری میتوان به آن نائل شد؟ افرادی هستند که نقشی را ماه ها و حتی سال های متمادی بازی می کنند اما عاری از منطق احساسات نقششان هستند. آنان با بیش از سی سال سابقه و تجربه فاقد دانش کارشان هستند.

اگر شما شیوه ی ما را با افرادی دنبال میکنید که هیچ شناختی از مجموع <سیستم >ندارند چیزی عایدتان نخواهد شد. آن ها در ابتدا فقط ممکن است کمی به تمرینه <آکسیون بدون اشیاء>پردازند. یعنی همان بخشی که ما برایش اهمیت بسیاری قائلیم. اماپیش از هر چیز باید نقش را به قطعات کوچک تقسیم کرد (بخش<قطعات و هدف ها> در سیستم). وقتی به شما یک نقش رسید آن را باید قطعه بندی کنید: قطعه ی اول-یک نام-(یک هدف) -قطعه ی دوم-یک نام-(یک هدف)… همین طور تا به آخر. هدف از این کار چیست؟در پاسخ باید بگویم:آنالیزی است که بیشتر از فکر و نقش ناشی میشود-و کمتر از حس و قلب. و هنگامی که از شما بپرسم:-(خُب اکنون در چنین شرایطی چه خواهید کرد؟) شما شروع میکنید به آنالیز نقش تان با توجه به کشش ها و محرک های درونی. قطعه بندی و نامگذاری نقش و (تعین هدف) کاری است بسیار پر اهمیت که به عهده ی عقل است. برای به حرکت در آوردن طبیعت آفرینشگر و اُرگانیک بازیگر ما هیچ راهی نداریم جز آن که از <اعمال جسمانی> گذر کنیم.

اینکه تقدیم کردم گزیده ای از آخرین جلسه ی درس کنستانتین استانیسلاوسکی بود

(کمتر از سه ماه بعد از این جلسه کنستانتین سرگیویچ استانیسلاوسکی

Konstantin Sergeiwitsch Stanislawski

در روز 7 ماه اوت 1938 در هفتاد و پنج سالگی در گذشت.




طبقه بندی: بازیگری،
برچسب ها: نمایشنامه<سه خواهر>، چگونگی اجرای نمایشنامه در سیستم استانیسلاوسکی، حسین مهرعلی، کنستانتین استانیسلاوسکی،
[ چهارشنبه 13 شهریور 1392 ] [ 01:52 ق.ظ ] [ حسین مهرعلی ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ
لینک های مفید
لینک دوستان
صفحات جانبی
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب