تبلیغات
ArtBook

ArtBook
کتاب هنر
یک اکشن گرم و خوش ساخت از دل سرمای اسکاندیناوی



عادت کرده ایم که فیلم های اکشن موفق و خوش ساخت را از سینمای هالیوود ببینیم، اما فیلم اکشن و بسیار خوش ساخت «هد هانترز» از سینمای نروژ آنقدر خوب است که حتی سینمای هالیوود هم در مقابلش سر تعظیم فرود آورده است و قرار است به زودی با اقتباس از این فیلم در هالیوود فیلمی با همین داستان ساخته شود تا ثابت شود که هالیوود سلطان بی رقیت فیلم های اکشن نیست و در کشورهای اسکاندیناوی که معمولا به ساخت فیلم های سرد مشهور هستند هم، می توان یک فیلم بسیار گرم و اکشن دید که تا پایان تماشاگر را روی صندلی سینما میخ کوب کند.
«هد هانترز» قبل از اکرانش هم بسیار مورد توجه منتقدان و جشنواره ها قرار گرفت و همین امر هم باعث شد که بسیاری از تماشاگران قبل از اکران فیلم برای دیدنش لحظه شماری کنند و این فیلم نه تنها در نروژ بلکه در 50 کشور دیگر دنیا هم اکران شده است و همین نشانگر موفقیت جهانی این فیلم است وآن را به پرفروش ترین فیلم تاریخ سینمای نروژ بدل کرده است.

فیلم «هد هانترز» قبل از اکرانش در جشنواره  "نوآر کورمایر" ایتالیا که از نامش پیداست مخصوص فیلم های نوآر است، اکران شد و جایزه بهترین فیلم را دریافت کرد و به این ترتیب یک سنت شکنی جدید دیگر هم انجام داده است و در مقابل سینمای ایتالیا و فرانسه که در زمینه فیلم نوآر حرف های زیادی برای گفتن دارند قد علم کرده است.

"مورتن نیلدوم" کارگردان فیلم از فیلم سازان نوجوی سینمای نروژ است که با «هد هانترز» سومین ساخته بلند سینمایی خود را ارائه کرده است. دو فیلم قبلی او در سال‌های ۲۰۰۳و ۲۰۰۸هم با موفقیت زیادی در نروژ و کشورهای همسایه روبرو شده‌اند.

فیلم داستان مردی را روایت می کند که در یک موسسه کاریابی مشغول به کار است و در آنجا بیشتر به شکار انسان ها می پردازد. این مرد که قدش یک متر و شصت و هشت سانتیمتر است با وجود موقعیت خوب شغلی نگرانی های زیادی دارد و از آن جمله می توان به نگرانی او در مورد همسر زیبایش اشاره کرد که او می ترسد همسرش او را ترک کند و بنابراین با زندگی پر زرق و برق و خریدن هدایای گرانقیمت سعی در حفظ همسرش و زندگی اش دارد. اما چنین کاری نیاز به پول زیادی دارد و به همین دلیل راجر شخصیت اصلی فیلم چند سالی است که با دوستش اُوا تابلوهای معروف را می دزدد و از این طریق پول زیادی به جیب زده است. همسر راجر که در کارهای هنری و گالری های تابلو فعالیت دارد او را با مردی آشنا می کند که یک هلندی است و برای رسیدگی به ویلایی آمده است که از مادربزرگش به او ارث رسیده است. او برای کار در نروژ مصمم است.

راجر از طریق همسرش متوجه می شود که آن مرد هلندی در خانه ای که از مادربزرگش به او رسیده یک تابلوی بسیار گرانبها دارد و بنابراین تصمیم به دزدیدن تابلو می گیرد اما در این دزدی متوجه می شود که همسرش با آن مرد هلندی رابطه دارد و همین سرآغاز ماجراهایی عجیب و پیچیده برای او می شود.

در واقع نه تنها کابوس از دست دادن همسر زیبایش برای راجر تداعی می شود، بلکه متوجه می شود که جانش از سوی آن مرد هلندی که او مانع کار کردنش در اسلو شده است در خطر افتاده و بارها تا پای مرگ پیش می رود، اما هر بار به شکلی معجزه آسا نجات می یابد.

فیلم «هد هانترز» که برخی «شکارچیان مغز» یا «شکارچیان سر» ترجمه کرده اند. شامل تمام ترس هایی است که می تواند در زندگی افرادی باشد که آن اعتماد به نفس لازم را ندارند. در واقع راجر با تمام موفقیت های کاری خود و پول های کلانی که از راه فروش تابلوهای گرانقیمت دزدی به دست آورده است هنوز هم در زندگی احساس آرامش نمی کند و برای او هر آن احتمال این وجود دارد که همسرش که به خیال خودش به ضرب پول در کنارش مانده او را ترک کند. حتی اشاره به قد او و تاکید بر این موضوع در ابتدای فیلم به نوعی عدم اعتماد به نفس او را در کشوری بیان می کند که مردمانش به میانگین بالای قد مشهور هستند.

فیلم در عین اکشن بودنش دارای پیام اخلاقی نیز می باشد و نشان می دهد که داشتن اعتماد به نفس کافی در زندگی می تواند انسان را از وارد شدن به بازی های خطرناک و دردسر ساز دور کند. با اتفاقات وحشتناکی که برای راجر در طول فیلم پیش می آید به نوعی از تزکیه نفس می رسد و در پایان به این نتیجه می رسد که بسیاری از واقعیات تکان دهنده زندگی خود را با همسرش در میان بگذارد و بیش از گذشته با همسرش به درک متقابل برسد که این کلید حل مشکلات اوست. همین درک متقابل و اعتماد به یکدیگر باعث می شود که به همسرش نزدیک تر از سابق شود به خواسته مهم همسرش یعنی بچه دار شدن احترام بگذارد و با کمک همسرش خود را از مرگ و یا یک زندگی پنهانی همراه با ترس نجات دهد. او با کمک همسرش آنقدر شجاع می شود که به جای فرار از مشکلات به مقابله با آنها می رود و در پایان نیز موفق می شود.

البته تمامی پیام های اخلاقی که در بالا ذکر شد آنقدر هنرمندانه و استادانه در طول فیلم روایت شده است که با پایان فیلم می توان به آنها رسید و به هیچ وجه کارگردان فیلم سعی در شعار دادن در فیلم نیست و ابتدا برایش روایت تصویری از یک اکشن جنایی بسیار جذاب مهم است که در رسیدن به این منظور، بسیار موفق عمل کرده است.

مهمترین نکته در داستان فیلم «هد هانترز» استفاده از غافلگیری به بهترین شکل ممکن است. در واقع از همان ابتدا با نشان دادن زندگی آرام راجر و سپس واقعیت شغل او تماشاگر با یک غافلگیری مواجه می شود. پس از آن با دزدی از خانه آن مرد هلندی و آشکار شدن رابطه همسرش با آن مرد واقعیت دیگری در زندگی راجر آشکار می شود و البته یک غافلگیری خیره کننده برای تماشاگر را نیز رقم می زند و یا صحنه مرگ اُوا دستیارش در دزدی تابلو که آن نیز بسیار غافلگیرکننده است و پس از آن تلاش هایی که برای به قتل رساندن راجر انجام می شود. از سوزن زهرآگین در اتومبلیش تا تعقیب و گریز او در جنگل و یا حمله کامیون به ماشینی که او به همراه پلیس هاست. در تمام این مدت راجر بر این تصور است که زنش به واسطه رابطه با آن مرد هلندی در قتل او شریک است اما به ناگاه متوجه می شویم زنی که به نظر بسیار معمولی است و با راجر دوست است به او خیانت کرده است و با قاتل او همکاری می کند.

سکانس پایانی فیلم هم مشخص می کند که حتی سرباز سابق ناتو که به ظاهر در کشتن راجر بسیار هوشمندانه عمل کرده است می تواند فریب بخورد و نقشه راجر و همسرش برای به دام انداختن او بسیار حساب شده است. البته داستان دوربین فیلمبرداری در خانه اُوا نیز در این میان چندان بی دلیل و بی منطق جلوه نمی کند و کمک زیادی به راجر برای فرار از این مهلکه هولناک می کند.

نکته جالب توجه دیگر در این فیلم رعایت مرز بین خشونت و طنز است. با وجود تمام خشونت هایی که در فیلم اتفاق می افتد بخش هایی در فیلم موجود است که دارای بار طنز است که از جمله می توان به سکانس مربوط به مرگ اُوا دستیار راجر اشاره کرد که در ابتدا راجر به تصور اینکه او مرده است می خواهد از شر جسد او راحت شود و این شاید به چالش کشیدن صحنه هایی از این دست در بسیاری از فیلم های جنایی باشد که در فیلم به صورت یک شوخی اجرا شده است که البته برای تماشگر بسیار هم غافلگیر کننده است. دیگر سکانس فیلم که در آن شوخی هایی وجود دارد مربوط به بازداشت راجر توسط پلیس است و حضور دو پلیس بسیار چاق است، که بعدا همان ها سپر بلای راجر برای زنده ماندن از یک تصادف هولناک می شوند.

پایان بندی فیلم و حضور بازپرس پلیس مخصوص این پرونده قتل ها و داستان پردازی هایش در مورد اتفاقات نیز آخرین سکانس فیلم است که بسیار طنازانه پرداخت شده است و این نکته را هم در عین حال ثابت می کند که همیشه برای ساخت یک فیلم اکشن جنایی قرار نیست همه چیز خیلی خشک و عبوس اجرا شود و رگه هایی از طنز می تواند به فیلم بسیار کمک کند.

در کنار تمام نکات مثبتی که در این فیلم موجود است، می توان به ایراداتی هم اشاره کرد، از جمله صحنه درگیری راجر با زنی که دوستش است و شلیک گلوله آن هم در یک آپارتمان در وسط شهر اسلو بدون واکنش همسایه ها از عجایب روزگار است و از آن مهمتر حمل اسلحه در کشوری مثل نروژ که مطمئنا در مقایسه با آمریکا قوانین سخت گیرانه تری در زمینه حمل اسلحه در آنجا وجود دارد. ورود بسیار آسان راجر به پزشکی قانونی نیز خیلی توجیه پذیر نیست. با وجود این ایرادها و چند نکته کوچک دیگر با این حال فیلم هد هانترز آنقدر با کشش و جذاب هست که بتوان از این ایرادها چشم پوشی کرد و آنها را ندیده گرفت. در مورد استفاده از اسلحه هم مطمئنا اگر این فیلم در یک نسخه آمریکایی ساخته شود دیگر نمی توان این را ایراد به حساب آورد.



طبقه بندی: سینما،
[ پنجشنبه 18 خرداد 1391 ] [ 09:19 ب.ظ ] [ حسین مهرعلی ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ
لینک های مفید
لینک دوستان
صفحات جانبی
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب